كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

68

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و باقى فئهء جافيه را به دار البوار فرستاده امرا و سپاهيان با غنايم فراوان ، مصرع به درگاه عالم‌پناه آمدند ذكر واقعات ممالك آذربايجان ميرزا ابا بكر سال گذشته ماه شعبان در تبريز بود كه خبر آمد كه ميرزا عمر و ميرزا رستم آغروق او را كه در رى بود غارت كرده به اصفهان بردند . ميرزا ابا بكر محمد دواتى و زين الدين قزوينى را در تبريز براى عمارت بارو گذاشته عازم اصفهان شد . محمّد دواتى دروازه‌ها و بارو و سنگ‌انداز و تيرگذارها ساخته راهها مسدود گردانيد و رعايا را استمالت داده به زراعت و عمارت مشغول شدند . ناگاه خبر آمد كه امير بسطام جاگير عزيمت تبريز دارد و امير شيخ ابراهيم نيز متوجه است . دواتى را طاقت مقاومت هيچكدام نبود . كسان پيش بسطام فرستاده صلح كرد و بسطام بيستم شوال به تبريز آمد و چند روز معاش پسنديده كرد و جمعى نمّام پيش امير شيخ ابراهيم كه در بيرون تبريز نشسته بود از امير بسطام سخنى چند رسانيدند كه به وحشت رسيد . امير شيخ ابراهيم منصور برادر بسطام را با پسرش محمد مقيّد ساخت و امير بسطام شنيده فى الحال ، غرهء ذى حجه به قصد آن‌كه به حرب و شبيخون كارى از پيش برد ، از شهر بيرون آمده و جمعى او را مانع شده به طرف سر او رفت و محمد دواتى و شيخ قصاب و خواجه شيخ محمد كججى و خواجه محمد دمشقى و خواجه زين العابدين قزوينى را با خود برده به پيشكين رسيد و در ييلاق قشقا ، بر كوهى بلند در مرغزار فرود آمد و شيخ قصّاب و قاسم انكوتى كه قراول بودند از احشام كه امير شيخ ابراهيم مىبرد ، چند خانه و چيزى مواشى بازگردانيدند . امير بسطام چون دانست كه امير شيخ ابراهيم عازم تبريز است تبريزيان را اجازت داده به طرف اردبيل رفت و محمد دمشقى و زين الدّين قزوينى به بغداد افتادند و محمد دواتى و كججى هفتم ذى حجه به قيتول امير شيخ ابراهيم رسيدند و فى الحال ايشان را مقيّد ساخته مال خطير حواله داشت و آخر ماه به تبريز آمد و چند روز به عشرت گذرانيد و